چو هان گیول در یک حلقه زمانی گیر کرده است. او پس از فارغ التحصیلی از دوره خسته کننده و سخت دبیرستان، دوباره به سال اول برمیگردد و این برای 33امین دفعه تکرار می شود…
ایم سول در زمان های سختی که بعد از تصادفش موقع کودکی داشته، به آهنگ های ریو سون جه گوش میداده و اون آهنگ ها باعث آرامشش میشده و از اونموقع طرفدار پر و پا قرص ریو سون جه بوده.
ریو سون جه از زمان دبیوش خیلی پرطرفدار بوده اما در صنعت سرگرمی زمان سختی رو میگذرونه.
یه روز ایم سول خبر خودکشی ریو سون جه رو میشنوه و بعد از مدتی با ناراحتی زیاد خوابش میبره. وقتی بیدار میشه ۱۵ سال به گذشته سفر کرده و ریو سون جهی ۱۹ ساله رو توی دبیرستان میبینه و میخواد کاری کنه که جلوی اون حادثهی غم انگیز رو بگیره.
سونگ کی بک مجرد بوده و 33 ساله سن دارد. او یک گوینده مودب و خوش اخلاق در تلویزیون است. یک روز، حادثه ای باعث می شود او بدون فکر حرف بزند. اون وو جو که نویسنده برنامه تلویزیونی است، به زبان تند و رک سونگ کی بک علاقمند می شود و تصمیم میگیرد او را به برنامه اش بیاورد
دبیرستان “جوشین” معتبرترین مدرسه در کره جنوبی است. معمولا فقط دانش آموزانی که در بدو تولد برای تحصیل در دبیرستان جوشین انتخاب شده اند، مجاز به تحصیل در آنجا هستند…
بوک گی جو و خانواده اش با قدرت های ماوراء طبیعی متفاوتی به دنیا آمدند. او می تواند به گذشته اما فقط زمان های شاد زندگیش، سفر کند. بوک گی جو نمی تواند گذشته را تغییر دهد، بنابراین فقط می تواند در آن لحظات شاد زندگی کند. او به افسردگی مبتلا می شود و این باعث می شود که قدرت ماوراء طبیعی خود را از دست بدهد. خانواده او نیز به دلیل مشکلات امروزی مانند بی خوابی، پرخوری عصبی و اعتیاد به گوشی های هوشمند، قدرت خود را از دست می دهند. یک روز، دو داهه با بوک گی جو و خانواده اش درگیر می شود. او شروع به زندگی با آنها می کند و…