در دهه 1970، بک کی ته براي رسيدن به ثروت و قدرت هر کاري مي کند، اما دادستان سرسخت جانگ گون يونگ با تمام توان مقابل او مي ايستد. در اين ميان چند شخصيت تاثيرگذار ديگر وارد ماجرا مي شوند و تنش ميان خير و شر را شدت مي دهند.
یه ریلتی شویی عاشقانه که زوج هایی که به دلایل مختلفی از هم جدا شدن رو توی یه خونه دور هم جمع میکنه تا به رابطه گذشته شون فکر کنن، با رابطه های جدید رو به رو بشن و در آخرم عشق شون رو پیدا کنن
داستان درمورد چهار دوسته که تو اوایل دهه هشتاد تو پکن باهم بزرگ شدن اما درست قبل از فارغ التحصیلی از دبیرستان به خاطر یه اختلاف از هم جدا میشن و یکیشون برای تحصیل و کار میره خارج از کشور و غیبش میزنه و حالا که معاون رییس یه شرکت بزرگه به تومور مغزی مبتلا شده و میخواد قبل از مرگش دشمنیهای قدیمی رو کنار بذاره و دوباره دوستیا رو بسازه و حالا بعد از دورهمی دوباره میخوان باهم یه کار و کاسبی کوچیک راه بندازن باید دید چی میشه
داستان درمورد یه گوینده اخبار خشنه که مدیر شبکه اخراجش میکنه اما بعدها از طرف مجلس ملی به عنوان اولین رییس جمهور زن کره پا به کاخ آبی میذاره اما رهبر حزب مخالف و طرفداراش او رو با فشار سیاسی و استیضاح احتمالی آزار میدم اما یه دادستان کمکش میکنه از مهلکه فرار کنه
دو خواهر دوقلو به نام های جانگ می و سو رین که زندگی های کاملا متفاوتی دارند، ناگهان سرنوشتشان به هم گره می خورد. جانگ می زنی مهربان و درستکار است، اما سو رین وارث ثروتمندی است که با بی پروایی به هر چه می خواهد می رسد. با عوض شدن مسیر زندگی این دو، رازهای دردناک، عشق های پیش بينی نشده و رقابت های خطرناکی آشکار می شود. همزمان، دو برادر به نام های بک هو و جون هو وارد زندگی آن ها می شوند و هر کدام احساسی متفاوت نسبت به جانگ می پیدا می کنند. در این میان، حسادت و جاه طلبی افرادی مثل هونگ جو و چه هوا یونگ باعث می شود همه چیز وارد مسیری پر از طمع، انتقام و درگیری شود. جانگ می و سو رین باید با حقیقت هایی روبه رو شوند که می تواند زندگی هر دوی آن ها را تغییر دهد
داستان درمورد دختر یه که هیچوقت مهر پدر ندیده و حالا دنبال پدرش میگرده اما جستجوش با ورود یهویی سه مرد تغییر میکنه اول دکتری که مهربون اما سختگیره و با اسرار پنهان خونوادگی بهش مربوطه دوم مردی که بزرگش کرده و بعد از سالها زندگی تو خارج برگشته تا دوباره دختری که از دست داده رو پیدا کنه و سوم عموی مهربونش که اصرار داره نقش بزرگترش رو ایفا کنه