دو نفر از اعضای خانواده که با هم اختلاف دارند، برای بزرگ کردن برادرزاده یتیمشان مجبور به زندگی مشترک می شوند. آنها با چالش های سخت فرزندپروری رو به رو می شوند و برای حل این مشکلات با هم همکاری میکنند. در این مسیر، سوءتفاهم های میانشان برطرف می شود و رابطه آنها دستخوش تغییر میگردد.
مروارید سرخ» داستان کیم دانهی و بک جینجو را روایت میکند؛ دو زنی که پس از از دست دادن یکی از عزیزانشان، با هویتهای جعلی به شرکت گروه آدل نفوذ میکنند تا انتقام خود را بگیرند.
داستان درمورد یه دانش آموز ژاپنیه که رویای مدیربرنامه شدن گروه های کی پاپی رو داره و از قضا به هنرستان سه گی که بعضی از هنرمندانی کره ای رو تربیت کرده منتقل میشه
داستان درمورد چهار دوسته که تو اوایل دهه هشتاد تو پکن باهم بزرگ شدن اما درست قبل از فارغ التحصیلی از دبیرستان به خاطر یه اختلاف از هم جدا میشن و یکیشون برای تحصیل و کار میره خارج از کشور و غیبش میزنه و حالا که معاون رییس یه شرکت بزرگه به تومور مغزی مبتلا شده و میخواد قبل از مرگش دشمنیهای قدیمی رو کنار بذاره و دوباره دوستیا رو بسازه و حالا بعد از دورهمی دوباره میخوان باهم یه کار و کاسبی کوچیک راه بندازن باید دید چی میشه
چند خلافکار بر سر اسکناسهای جعلی با کیفیت فوق العاده بالا به جان هم میافتند. در مرکز ماجرا «جی» نابغه جنایت است که زندگی چند نفر را نابود کرده؛ یک کارآگاه فاسد، یک مامور سابق ضد جرایم مالی در تعقیب او و زنی نابغه در جعل که برای انتقام بازمیگردد.
در دهه 1970، بک کی ته براي رسيدن به ثروت و قدرت هر کاري مي کند، اما دادستان سرسخت جانگ گون يونگ با تمام توان مقابل او مي ايستد. در اين ميان چند شخصيت تاثيرگذار ديگر وارد ماجرا مي شوند و تنش ميان خير و شر را شدت مي دهند.