داستانی تاریخی که در دوره دوم و سوم جنگهای گوریو و خیتان اتفاق نیفته و درمورد اینه که امپراتور گوریو هیون جونگ چطور با کمک استادش فرمانده کل ارتش گانگ گام چان مردم گوریو رو علیه حکومت خیتان متحد میکنن
این سریال درباره ی یک داستان عاشقانه ی غم انگیز بین دختر شاهزاده سویانگ و پسر کیم جانگ سو است. پسر کیم جانگ سو، سونگ یو (Park Shi hoo) ، یک مرد زیبا، بسیار عاقل و قابل احترام است . پرنسس سریونگ (Moon Chae won) ، دختر پادشاه سجو، که به عنوان شاهزاده سویانگ شناخته می شود، یک بانوی شاد و سرزنده است . او بسیار کنجکاو، شجاع و پر دل و جرات است. آن دو نفر فورا عاشق هم می شوند ، ولی بعدا متوجه میشن که پدراشون دشمن خونی همدیگه اند . در واقع این سریال نسخه کره ای فیلم رومئو و ژولیته.
لی این در زمان ولیعهدی با کانگ هی سو آشنا و کاملا مجذوب او می شود. پس از مدتی لی این پادشاه و کانگ هی سو نیز یک جاسوس می شود؛ او برای گرفتن انتقام به پادشاه نزدیک می شود…
لی سونگ چون دانش آموز دبیرستانی با خانواده ای فقیر است. یک روز به طور اتفاقی با پیرزن مرموزی آشنا می شود که او را ترغیب به خریدن یک قاشق طلایی می کند. قاشقی که میتواند جای او را با یک فرد ثروتمندِ هم سن و سالش جابه جا کند…