سو یو کیونگ آرزو دارد یه روز سرآشپز غذاهای ایتالیایی شود. ولی وقتی سرآشپز محل کارش اخراج میشود، چوی هیون ووک جایگزینش میشود. کسی که کارش را در ایتالیا یادگرفته و تصمیم میگیرد یکی یکی خانم های محل کارش را اخراج کند چون عقیده ای به حصور آنها در محل کارش ندارد!
جاده شماره ۱ بین سئول و پیونگیان است. لی جانگ وو هرکاری برای دختر مورد علاقه کودکی اش یعنی سو یون انجام می دهد. وقتی خانواده سو یون در شرایط سختی قرار می گیرند لی جانگ وو به ارتش می پیوندد تا شهریه تحصیلی سو یون را پرداخت کند. وقتی جانگ وو در حال انجام وظیفه بود، سو یون سخت درس خواند و زمانش را به کمک سربازان مجروح به عنوان دکتر می گذراند و با صبر و حوصله در انتظار بازگشت جانگ ووک بود، اما یک روز خبر می رسد او در حین مبارزه مرده است. سرنوشت مرد دیگری به نام شین ته هو را به زندگی او می آورد، شین ته هو افسری خوش تیپ و بخشنده است و در دانشکده ارتش با بالاترین رتبه فارغ التحصیل شده است. هرچند سو یون نمی توانست جانگ وو را فراموش کند اما تصمیم گرفت گذشته را رها کند و با ته هو ازدواج کند…
پدر لی ته (Lee Joon) به کمک پارک گی وون (Jang Hyuk) شورش کرده و پادشاه می شود. اکنون لی ته که به عنوان جانشین پدرش، پادشاه شده، باور دارد برای رسیدن به اهداف خود، باید هر نوع کاری انجام داد. اما پارک گی وون که حتی از پادشاه هم قدرتمند تر می باشد، مخالف این نوع طرز تفکر است…
پارک جه وون (Ji Chang-Wook) یک معمار صادق ، پر از شور و شوق و عاشق خیابان های شهر است. یک روز به زنی که او را “دزد دوربین” صدا میکند، برمیخورد و به او دل میبندد ولی همان روز ملاقات او را گم میکند؛ از طرفی لی یون اوه ، بازاریاب مستقلی است که زندگی معمولی دارد اما هویت دیگری به نام یون سون آه نیز دارد. او تصادفا در حالیکه با هویت جعلی خود است ، پارک جه ون را میبیند و عاشقش می شود…
برنامه ای سرگرمی با محوریت پیدا کردن شریک زندگی مهمونای برنامه مردان و زنانی هستن که حالا بعد از طلاق و شکست تو زندگی مشترک اولشون دور هم جمع شدن تا دوباره با عشق روبرو بشن و شریک جدیدی برای خودشون پیدا کنن
در دوره ای که زن ها اجازه تحصیل نداشتند کیم یون هی از بچگی خودشو با هویت برادرش یعنی با لباس پسرونه جا میزنه تا بتونه توی بازار بعنوان نویسنده کار کنه. او بعدا مجبور میشه به دانشگاه “سونگ کیون کوان” بره و بعنوان دانشجو زندگی کنه، دانشگاهی که همه ی دانشجوهاش پسرن! توی دانشگاه با سه نفر آشنا میشه که یکیشون سون جوونه که خیلی به قوانین اهمیت میده. یکی دیگه ش هم جه شینه که قوانین دانشگاه رو زیرپا میذاره و همه ازش میترسن. بعدی هم یونگ ها یه آدم شوخ طبع و خوشگذرونه و توی دانشگاه خیلی معروفه… حالا باید ببینیم چه اتفاقات جالبی بین کیم یون هی و این سه نفر میفته
داستان درباره دو برادر دوقلوست که پس از جدایی والدین جدا از هم زندگی میکنند؛ یکی در آمریکا و دیگری در کره. برادر کوچک تر هر تابستان به کره میآید و در این مدت با برادر خود و دختر همسایه، سونگ ها کیونگ، وقت میگذراند. ها کیونگ که از کودکی به او علاقه پیدا کرده، هرگز نتوانست احساسش را بیان کند. حالا در بزرگسالی، یکی معمار موفق است و دیگری کارمند حوزه معماری، اما حادثهای که دو سال پیش رخ داد، زندگی آنها را برای همیشه تغییر داده است.